مهسا

با ریزش باران کوبیده میشوم به سنگ فرش خیابان!

التیام بخش دردهایم نبود و باز کوبیده میشوم به سنگ فرش خیابان!

قدم میزنم  همه جا را میبینم و کوبیده میشوم به سنگ فرش خیابان!

دیگر بارن نمی بارد   سرم را بلند میکنم و آسمان را میبینم که قطره های آخرش را بر صورتم با التماس میریزد و

   باز کوبیده میشوم به سنگ فرش خیابان!

/ 3 نظر / 10 بازدید
مشنگ

سلام من عاشق بارونم مخصوصاوقتی دلم گرفته میرم زیر بارون گریه میکنم خیلی حال میده

پریا

و تو یه روز خیلی بزرگ می شی. می دونستی چقدر نوشته هات خاصه؟مثل خودت ادامه بده